شيخ حسين انصاريان

209

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

آنان بيدار ماندم . خداوندا ، تو مىدانى كه اين خدمت خاص محض خشنودى تو انجام گرفت ، اگر راست مىگويم درِ بسته بر ما گشاده گردان . در آن حال ثلثى ديگر از آن سنگ بيفتاد . شخص سوم گفت : الهى ! تو داناى اسرار و عالِم بر امور پنهانى و از سراير و ضماير كاينات مطّلعى و مىدانى كه من در وقتى اجيرى داشتم ، چون مدت آن سپرى شد اجرت به دو رساندم ، گفت : اجرت كار من بيش از اين است و آنچه مىدادم قبول نكرد ، گفت : ميان من و تو روزى خواهد بود كه حق مظلوم از ظالم بستانند . از نزد من قهر كرد و آن اجرت به من گذاشت . من از آن سخن سخت متأثر شدم و از تو كه خداوند منى بترسيدم و به آن اجرت گوسپند خريدم و رعايت و محافظت بجاى آوردم تا در اندك مدت بسيار شد و بعد از زمانى آن اجير بازآمد و گفت : از خداى بترس و آن حق من به من رسان . اشارت بدان گله گوسپند كردم و گفتم : حق تو اين است ، برو بردار . آن مرد سخن مرا مسخره و استهزا پنداشت ، گفت : حقّم را نمىدهى كفايت نيست ، مرا هم مسخره مىكنى ؟ گفتم : گمان بد مبر كه اين گوسپندان تمام ملك توست و اين همه از رعايت اجرت تو و محافظت مزدت پديد آمده . الهى ! اگر اين سخن من بر صدق و راستى است ما را از اين شدتْ فرجى و از اين مشقتْ مَخرجى عنايت فرما . در حال تمامت آن سنگ از در غار كنار رفت و ايشان از آن ورطهء هلاكت به دعا و خضوع و خشوع و عمل خالص نجات يافتند . مقامات و درجات انسان سعيد الدين فرغانى در « شرح تائيّهء ابن فارض » مىگويد : « مقدمهء اول : ببايد دانست كه هر چند در طريق حق و وصول به وى مقامات و درجات بسيار است ، لكن اصول و كلّيات آن سه مقام است : اول سلام و دوم ايمان